پنجشنبه، تیر ۰۵، ۱۳۸۲
پنجم تير روز جهاني مبارزه با مواد مخدر
مواد مخدر به موادي گفته مي شود كه مصرف آنها سلامت مصرف كننده را به خطر انداخته و براي بهداشت عمومي و سلامت اجتماعي زيان آور است. اين مواد بر فعاليتهاي مغزي و حالت رواني تاثير مي گذارند
اعتياد به مواد مخدر عبارتست از مسموميت حاد يا مزمني كه به حال شخص و يا اجتماع زيانبخش است و با مصرف مداوم يك داروي مخدر پديد مي آيد .
تقسيم بندي مواد مخدر از لحاظ قوانين ايران
1 – مواد مخدر افيوني شامل شيره ترياك ، ترياك ، شيره مطبوخ ، سوخته ترياك ، بنگ و ساير تركيباتي كه داراي مواد مخدر باشد .
2 – ادويه مخدر اعم از مشتقات ترياك ( مورفين ، هرويين ) و كوكايين و مواد مخدر شيميايي و صنعتي
انواع مواد مخدر بر حسب اثر آنها به روي فعاليت هاي فكري و سلسله اعصاب :
1 – داروهاي محركزا ( نيرو زا ) : از نظر طبيعي مثل كوكايين ، كوكا و از نظر صنعتي مثل آمفتامين
2 – داروهاي سستي زا و خواب آور : از نظر طبيعي ترياك و از نظر صنعتي مثل متادون و باربيتوارتها
3 – داروهاي توهم زا : از نظر طبيعي مثل حشيش و از نظر صنعتي مثل LSD
ترياك
شيره ترياك كه از بوته گياه خشخاش استحصال مي شود به هر نحوي مانند جوشاندن ، ماليدن ، در مقابل آتش گذاشتن ، غليظ ، جامد و يا بصورت گرد درآمده ، با هر درجه از غلظت و رطوبت و هر نسبت مرفين ، ترياك ناميده مي شود .
از نظر خواص فيزيكي جسمي است زرد و تيره رنگ يا قهوه اي روشن يا تيره كه تلخ است و در آب و الكل حل مي شود و بويي تند دارد و بصورت لول يا چانه تهيه مي شود . استعمال آن به چند صورت مي باشد . يا بصورت قرص خورده مي شود يا با وافور كشيده مي شود و يا با سيم داغ دود آنرا استنشاق مي كنند .
فراورده هاي بوته شاهدانه
فراورده هاي بوته شاهدانه كه اثر توهم زا دارند عبارتند از حشيش ، بنگاب ( دوغ وحدت ) ، بنگ ، ماري جوانا
اصطلاحات حشيش در اقصاي عالم عبارت است از :
هندوستان : گانجاب
مراكش : كيف
الجزاير : تاكوري
آفريقاي مركزي : واگا
آمريكاي لاتين : ماري جوانا
آمريكا و اروپا : پوت ، گراس ، ويد ، تي
ايران : حشيش ، چرس ، بنگ
شبكه هاي اصلي مواد مخدر در جهان :
1 – شبكه اصلي ( مافيا )
2 – شبكه قاچاقچيان مثلث طلايي : برمه ، تايلند ، لائوس
3 – شبكه قاچاقچيان هلال طبيعي : افغانستان ، ايران ، ارمنستان ، تركيه
4 – شبكه قاچاقچيان آمريكاي لاتين
به اميد روزي كه تمام شبكه هاي قاچاق مواد مخدر نابود و يك معتاد در دنيا يافت نشود .
-------------------------------------------------------------
سهشنبه، تیر ۰۳، ۱۳۸۲
تا به تو دل بستم
از همه دل كندم
تا به تو پيوستم
از همه بگسستم
تا به تو آشنا شدم
از همگي جدا شدم
تا عهد تو دربستم
عهد همه بشكستم
بعد از تو روا باشد
نقض همه پيمانها
*****************
هزار دشمنم ار مي كنند قصه هلاك
گرم تو دوستي از دشمنان ندارم باك
مرا اميد وصال تو زنده مي دارد
و گرنه هر دمم از هجرت توست بيم هلاك
-------------------------------------------------------------
جمعه، خرداد ۳۰، ۱۳۸۲
نيايش
ای خدای بزرگ! دست از جهان شستهام، و برای ملاقات تو به كربلای خوزستان آمدهام. از تو ميخواهم كه مرا با اصحاب حسين محشور كنی، آرزو دارم كه بر خاك داغ خوزستان در خون خود بغلطم، و به ياد عاشورای حسين(ع) خود را در قدم مقدسش بيافكنم، و اين عقده هزارو چهارصد ساله را كه بر دلم فشار ميآورد و هميشه با تو ميگويم: «يالَيْتَنيكُنْتُ مَعَكْ» را برآورده كنم.
اين زمزمه سوزناكی بود كه در دل شب، از سينه سوزانی اوج ميگرفت و من در كنار سنگرش ميشنيدم و آنچنان به زمين ميخكوب شده بودم كه نميتوانستم حركت كنم، اشك از چشمانم فرو ميريخت و من هم در عاشورای حسينی فرو رفته بودم و احساس ميكردم كه به خدا نزديك شدهام و در ملكوتاعلی پرواز ميكنم.
ای حسين! ای سرورم، من هم آمدهام تا در ركابت عليه كفر، ظلم و جهل بجنگم، با همه وجود آمدهام، تاسوعاست، گروهی بزرگ از يزيديان با تانكها، توپها، زرهپوشها، ماشينهای زياد و سربازان فراوان درحركتند. حق باباطل روبرو شده است. دشمن سيلآسا پيش ميآيد، و من ميخواهم مثل يكی از اصحاب تو در كربلا بجنگم.
ای حسين! در كربلا، تو يكايك شهدا را در آغوش ميكشيدی، ميبوسيدی، وداع ميكردی، آيا ممكن است، هنگامی كه من نيز به خاك و خون خود ميغلطم، تو دست مهربان خود را بر قلب سوزان من بگذاری و عطش عشق مرا به تو و به خدای تو سيراب كني؟
من از اين دنيای دون ميگريزم، از اختلافات، از تظاهرات، از خودنماييها، غرورها، خودخواهيها، سفسطهها، مغلطهها، دروغها و تهمتها، خسته شدهام، احساس ميكنم كه اين جهان جای من نيست آنچه ديگران را خوشحال ميكند مرا سودی نميرساند.
-------------------------------------------------------------
پنجشنبه، خرداد ۲۹، ۱۳۸۲
خداونـــــــــــــــــــــدا
عقيده مرا از دست عقده ام مصون بدار.
به من قدرت تحمل عقيده مخالف ارزاني كن.
مرا همواره ، آگاه و هوشيار دار ، تا پيش از شناختن - درست و كامل-كسي يا فكري – مثبت يا منفي – قضاوت نكنم.
شهرت ، مني را كه " ميخواهم باشم " ، قرباني مني كه "ميخواهند باشم " نكند.
خودخواهي را چندان در من بكش ، يا چندان بركش ، تا خودخواهي ديگران را احساس نكنم و از آن در رنج نباشد
انديشه و احساس مرا در سطحي پايين مياور كه زرنگي هاي حقير و پستي هاي نكبت بار و پليد " شبه آدم هاي اندك " را متوجه شوم ، چه، دوست تر مي دارم " بزرگواري گول خور " باشم تا همچون اينان "كوچكواري گول زن "
-------------------------------------------------------------
دوشنبه، خرداد ۱۹، ۱۳۸۲
باز هم بي تفاوت گذشتيم و رد شديم از كنار
پيرمردي كه شبها زير پل مي خوابه
دخترك فلجي كه روي ويلچير منشينه و نوار نوحه ميگذاره
پسري كه با يك باسكول خراب كنار پياده رو ميشينه و نه تنها هيچ آدم بامرامي براي شادي دل اون و دادن يك سكه ناقابل خودش را الكي هم كه شده وزن نمي كنه بلكه بعضي ها تحقيرش مي كنند كه باسكولت خرابه .
باز هم گذشتيم و نگاه تحقير آميزي انداختيم به
اون مرد معتاد كنار جوي آب و كسي يك نخ سيگار هم تعارف او نكرد
زني كه روي پل عابر چادرش را از خجالت به خودش مي پيچه و گدايي ميكنه
پسرك افغاني كه چشم به ما دوخته بود تا شايد لطف كنيم و كفش هايمان را بدهيم واكس بزنه و يك صد توماني بگيره
دختركي كه جوراب ميفروشه ولي به پاي خودش جورابي نيست.جوراب رو جفتي سيصد ميفروشه ولي هيچكس محض رضاي خدا جوراب اون رو چهارصد تومان نميخره
نابينايي كه فلوت ميزنه و كودكي كه بازوي او را ميگيره و راه مي بره تا بخاطر شاد كردن مردم پولي بدست بيارن
آره خيلي راحت و بي اعتنا گذشتيم وهر روزميگذريم و خيلي چيزها رو هم نمي بينيم و يا نمي توانيم و يا نمي خواهيم ببينيم
خدايا چشمانم را بر حقايق آنچنانكه هست بگشا وگرنه لازمشان ندارم
بارالهي نگذار به روزمرگي دچار شوم و قبل از رسيدن آن روز مرگ مرا فرارسان
خدايا بخاطر آنچه كه دادي و ندادي شكرت ميگويم
خدايا خيلي دوستت دارم و گفتن اين دوست داشتن بر خلاف دوست داشتني كه به معشوق زميني ميخواي بگي چقدر راحت و سهله .
-------------------------------------------------------------
دوشنبه، خرداد ۱۲، ۱۳۸۲
چوبستي در به روي من به كوي صبر رو كردم
كاسه صبرم كه لبريز شد ،طاقتم كه سرآمد
ازديوان خواجه فالي جستجو كردم گفت
باغبان گر پنج روزي صحبت گل بايدش
بر جفاي خارهجران صبر بلبل بايدش ، گفتمش ديگر ندارم
ايدل اندر بند زلفش از پريشاني منال
مرغ زيرك چون به دام افتد تحمل بايدش ، گفتمش ديگر ندارم
اسير زندان گفت
هواي آزادي صبرمي بايد ، گفتمش ديگر ندارم
قناري محبوس در قفس گفت
هواي پرواز صبر مي بايد ، گفتمش ديگر ندارم
بيمار زار گفت
هواي دوا وشفا صبر مي بايد ، گفتمش ديگر ندارم
سياسي گفت
هواي عدالت صبر مي بايد ، گفتمش ديگر ندارم
عاشق دلباخته گفت
هواي وصال صبر مي بايد ، گفتمش ديگر ندارم
همه گويند صبوري كن صبوري
صبوري خاك عالم بر سرم كرد
-------------------------------------------------------------