مهتاب
روي نگار در نظرم جلوه مي نمود                                        و ز دور بوسه بر رخ مهتاب مي زدم


كوچه هاي مهتاب


ارسال نامه به
ايميل ياهو

ايميل گوگل

Persian Weblogs

ديوان حافظ

بايگاني

MY PROFILE

Farsi Lampoditor

This page is powered by Blogger, the easy way to update your web site.






شنبه، آبان ۰۹، ۱۳۸۳
 
اينجانب آنشب در برت حاجت روا شد
باغ دلم از بوي ياست باصفا شد

تو بوسه مي دادي و من جان مي گرفتم
هر جان به تير غمزه مستت فدا شد

تو دلربايي كردي و دلداده گشتم
تو عشوه كردي ، دل به عشقت مبتلا شد

مرغ دلم در جستجوي دانه اي بود
خال لبت را ديد و در دام بلا شد

تو دشت سبز مهرباني گشته بودي
من خسته آهويي كه مشغول چرا شد

در بستر بيماري هجر تو بودم
هر درد من با گوشه چشمت دوا شد

ديوانه شبگرد در كوي خرابات
آخر به پاي درس عشقت سربرا شد

آنشب كنار سفره افطار رويت
عادل دلش آيينه لطف خدا شد



نوشته شد توسط  ع . جلالي    

-------------------------------------------------------------

Home