مهتاب
روي نگار در نظرم جلوه مي نمود                                        و ز دور بوسه بر رخ مهتاب مي زدم


كوچه هاي مهتاب


ارسال نامه به
ايميل ياهو

ايميل گوگل

Persian Weblogs

ديوان حافظ

بايگاني

MY PROFILE

Farsi Lampoditor

This page is powered by Blogger, the easy way to update your web site.






سه‌شنبه، اردیبهشت ۲۷، ۱۳۸۴
 
چون پدرش به شغل خيمه دوزي مشغول بوده است به او خيام مي گفتند .او قبل از مرگ خود محل آرامگاه خود را پبش بيني كرده بود كه نظامي عروضي در ملاقاتي كه با وي داشته اين پيش بيني را اينطور بيان كرده كه گور من در موضعي باشد كه هر بهاري شمال بر من گل افشان مي كند كه نظامي عروضي بعد از چهار سال كه از وفات خيام مي گذشت به شهر نيشابور و به زيارت مرقد اين شاعر بزرگ رفته و با كمال تعجب ديد كه قبر او درست در همان جايي است كه او گفته بود.
كارتر رييس جمهور آمريكا موقع ازدواج يك جلد رباعيات خيام بعنوان بهترين هديه زندگي به همسرش ميده.

قرآن که مهين کلام خوانند آن را * گه گاه نه بر دوام خوانند آن را
بر گرد پياله آيتی هست مقيم * کاندر همه جا مدام خوانند آن را

گر آمدنم بخود بدي نامدمی * ور نيز شدن بمن بدي کي شدمی
به زان نبدي که اندر اين دير خراب * نه آمدمی نه شدمی نه بدمی

در گوش دلم گفت فلک پنهاني * حکمی که قضا بود ز من میداني
در گردش خويش اگر مرا دست بدي * خود را برهاندمی ز سرگرداني

گر دست دهد ز مغز گندم ناني * وز می دو مني ز گوسفندي راني
با لاله رخي و گوشه بستاني * عيشي بود آن نه حد هر سلطاني

اي کاش که جاي آرمیدن بودي * يا اين ره دور را رسيدن بودي
کاش از پي صد هزار سال از دل خاک * چون سبزه امید بر دمیدن بودي

رندي ديدم نشسته بر خنگ زمين * نه کفر و نه اسلام و نه دنيا و نه دين
نه حق نه حقيقت نه شريعت نه يقين * اندر دو جهان کرا بود زهره اين

برخيز و مخور غم جهان گذران * بنشين و دمی به شادماني گذران
در طبع جهان اگر وفايي بودي * نوبت بتو خود نيامدي از دگران

* محض خنده:
يك هندي در مراسم بزرگداشت خيام گفته بود : خايم در قلب شما جا دارد



نوشته شد توسط  ع . جلالي    

-------------------------------------------------------------

Home