چند تا زدی زمین ؟
این بیشترین سوالیه كه این یه هفته ای ازم شد
اگه بگی نكردم میگن عجب آدم بی عرضه ای ؟ پس رفتی چكار كنی ؟
اگه بگی كردم ، تا فیها خالدون و قیمتش ازت می پرسن و دیگه ولت نمی كنن
آخه كسی نیست بگه شما رو سننه !
باور كنید اگه از جای خیلی مقدسی اومده بودم ، همین جماعت التماس دعا داشتند و میگفتن زیارت قبول
و لابد اگه قزوین میرفتم می پرسیدن چند بار زدنت زمین ؟!!
حالا شما رو به خدا ببینید كه حافظ در این تفال چطور به ما متلك انداخت:
من دوستدار روی خوش و موی دلکشم
مدهوش چشم مست و می صاف بیغشم
گفتی ز سر عهد ازل یک سخن بگو
آن گه بگویمت که دو پیمانه درکشم
من آدم بهشتیم اما در این سفر
حالی اسیر عشق جوانان مه وشم
در عاشقی گزیر نباشد ز ساز و سوز
استادهام چو شمع ، مترسان ز آتشم
شیراز معدن لب لعل است و کان حسن
من جوهری مفلسم ایرا مشوشم
شهریست پر کرشمه و حوران ز شش جهت
چیزیم نیست ور نه خریدار هر ششم
بخت ار مدد دهد که کشم رخت سوی دوست
گیسوی حور گرد فشاند ز مفرشم
حافظ عروس طبع مرا جلوه آرزوست
آیینهای ندارم از آن آه میکشم
-------------------------------------------------------------