دلم را خواستي ، تسليم كردم
محبت خواستي ، تقديم كردم
از آنروزي كه ديدم بي وفايي
وفا را با خودم تقسيم كردم
****************************
چند شب پيش براي اولين بار مهمان يك برنامه زنده راديويي بودم . شب بلورين كه چهارشنبه شبها از راديو كرج ( صداي غرب استان تهران ) پخش ميشه و مخاطبين زيادي داره و عمده برنامه آن موسيقي ، فرهنگ و ادبيات هست . تهيه كننده آقاي فريدون اركاني ( سردبير مجله دنياي جدول ) و مجري و كارشناس آن آقاي رشيد كاكاوند ( عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد كرج ) هستند . اين زوج هنري اونقدر با هم هماهنگ هستند كه به آنها به اختصار اركاوند ميگن .
بچه كه بودم ، يك راديوي ترانزيستوري بزرگ تو خونه داشتيم كه جاش لب طاقچه بود، نمونه هاي عتيقه شو توي بعضي عتيقه فروشي ها مي شه ديد . بابام شبها راديو بي بي سي گوش مي داد . من هم بعضي برنامه ها مثل قصه شب ، قصه ظهر جمعه و برنامه صبج جمعه با شما گوش مي دادم . هنوز با راديو انس و الفت دارم و تقريبا شبي نيست كه راديو گوش ندم .
راديو نسبت به تلوزيون يك درجه آزادي بيشتر داره . در برنامه هاي تلوزيوني ، بيينده بايد هم روي تصوير و هم صدا تمركز كنه و با دقت برنامه را دنبال كنه و در اون لحظه جايي براي انديشيدن نميگذاره . سينما هم به راحتي روي افكار و عقايد مردم تاثير ميگذاره . ولي مخاطب برنامه هاي راديويي فقط مي شنود و تصوير سازي به عهده خودش مي باشد و در آن آزادتر است . درست مثل شنيدن قصه هاي مادر بزرگها كه هيچوقت خاطرات اونو فراموش نمي كنيم .
اين روزا با زياد شدن رسانه هاي تصويري بنظر مي رسه كه مخاطبين راديو كمتر شده باشند و مردم كمتر راديو گوش مي كنن . ولي تمام كشورها برنامه هاي راديويي خودشون را گسترش و حفظ كرده اند و هنوز زمان آن نرسيده كه نيازي به اين رسانه نباشد . اما بنظر من روزي پخش برنامه هاي عمومي راديو تعطيل خواهد شد و از راديو بجز خاطره اي در ذهنها باقي نخواهد ماند .
-------------------------------------------------------------