سرخ مي باشد به رنگ خون كتاب كربلا
تا ابـــد جـــاويـــد مـــانـــد انـقـلاب كـــــربلا
فــاطمه امروز از خون حسـيـن شـد ســـرخ پــوش
تا قيامت خون مظلومان نمي افتد ز جوش
حديث كرب و بلا هنوز تر و تازه ست
هنوز صداي چكاچك شمشيرها بگوش مي رسد
هنوز صداي هل من ناصر حسين در دشت كربلا طنين انداز است
انگار هنوز كربلا از خون شهدا درياست
انگار هنوز آب بر اهل حرم حرام است
انگار هنوز سر اكبر بر روي زانوي پدر است
انگار دستان قلم شده عباس هنوز كنارعلقمه افتاده است
انگار هنوز عباس شرمنده طفلان است
انگار ابو الفضل هنوز پاسبان حرم است
فرات ز سوگ تشنگان هنوزتشنه مي دود
انگاري اصغر هنوز از تشنگي بر سينه خشك مادر چنگ مي زند
انگار هنوز تير سه شعبه بر گردن شيرخواره است
محكم بگير رشته قنداقه اش بدست
باب الحوائج است اگر شير خواره است
انگار هنوز خيمه ها مي سوزند
انگار هنوز سجاد بر بستر بيماري ست
انگارهنوز سر حسين بر نيزه قرآن مي خواند
انگار دست و پاي قاسم هنوز از خون حنايي ست
انگار زينب و بازماندگان هنوز در راه اسيري به شام هستند
انگار هنوز شب تاسوعاست و نينوا غوغاست
انگار هنوز عصر عاشوراست و كربلا غوغاست
انگار هنوز شام غريبان است
انگار نه انگار، كه هنوز
كل يوم عاشورا
و كل ارض كربلا
-------------------------------------------------------------