چند روزي مهمان استادي ارجمند بودم . هر شب تا سحر در گلشن راز شيخ محمود شبستري به گشت و گذار بوديم . فكر ميكردم باغ كوچكي است كه همه آنرا خواهم ديد . ولي دريايي است كه بيش از قطره اي در اين چند شبه نصيبم نشد .
شبي با استاد بر فراز بام شهر رفتيم . روي كوه صفه . كنار چشمه خاچيك . گوشه اي از شهر نوربارن بود . آنطرف تر خاك هفت شهيد گمنام غريبي مي كرد . نكنه فراموششان كنيم .
تولد ماه بني هاشم ، روز جانباز به همه مبارك
جان آمده جان آمده
جانان جانان آمده
هم جان و جانان آمده
آب آمده آب آمده
جام مي ناب آمده
عطشان و سيرآب آمده
مست آمده مست آمده
برهمزنان دست آمده
آن مست بي دست آمده
بي دست در رقص آمده
رقصي كه بي نقص آمده
مستانه در رقص آمده
باز آمده باز آمده
عباس شهباز آمده
عباس جانباز آمده
-------------------------------------------------------------