مهتاب
روي نگار در نظرم جلوه مي نمود                                        و ز دور بوسه بر رخ مهتاب مي زدم


كوچه هاي مهتاب


ارسال نامه به
ايميل ياهو

ايميل گوگل

Persian Weblogs

ديوان حافظ

بايگاني

MY PROFILE

Farsi Lampoditor

This page is powered by Blogger, the easy way to update your web site.






دوشنبه، مرداد ۲۷، ۱۳۸۲
 
سلام مادر عزيزم
روزت مبارك



دردانه ته تغاريت هستم. ايكاش در كنارت مي بودم و جمله روزت مبارك رو حضوري بهت تبريك ميگفتم . مي گفتم خيلي دوستت دارم و دستهاي خسته وچروك خورده ات رو مي بوسيدم . ولي اين روزگار لعنتي سالهاست ما را از هم دور داشته و من بجاي اينكه در ايام پيري عصاي دستت باشم ، كيلومترها از تو دورم و باز مثه هر سال بايد تلفني احوالت رو بپرسم .
ايكاش مي شد به ديدنت بيام و صبح زود كه ميرسيدم مي ديدم كه مثه هميشه با چادر نماز سفيدت لاي در منتظر من واستادي . قربونت برم بي بي جان . فداي اون صداي لرزونت .
غير ممكنه كه سرهر نمازت منو دعا نكني . من اينو احساس مي كنم . ولي من بعضي وقتها ميشه كه چند روز فراموشت مي كنم . چقدر پسر بدي هستم . راستي چطوريه كه اينقدر مادرها به ياد بچه هاشونن ولي ما بچه ها از اونا غافليم .
وقتي نوزاد بودم ، هر موقع مي خواستي بهم شير يا غذا بدي اول منو مي بوسيدي بعد غذا مي دادي و اين در حالي بوده كه از بيماري مزمني كه هنوز ازتو دست بر نداشته رنج مي بردي . من چطور مي تونم ذره اي از محبت هاي تو را جبران كنم . عجب حكايتي است اين عواطف مادري . فقط مادرها هستند كه اينو درك مي كنند . همينه كه ميگن بهشت زير پاي مادرهاست .
مي دونم كه امكانات خوندن اين صفحه رو نداري ولي مطمئنم كه پيام من به تو خواهد رسيد .
زنده باشي .



نوشته شد توسط  ع . جلالي    

-------------------------------------------------------------

Home