مهتاب
روي نگار در نظرم جلوه مي نمود                                        و ز دور بوسه بر رخ مهتاب مي زدم


كوچه هاي مهتاب


ارسال نامه به
ايميل ياهو

ايميل گوگل

Persian Weblogs

ديوان حافظ

بايگاني

MY PROFILE

Farsi Lampoditor

This page is powered by Blogger, the easy way to update your web site.






دوشنبه، تیر ۳۱، ۱۳۸۱
 
غزلي از مولوي : اين همه از عشق زاد
آه كه بــار دگــر آتش در من فـتــاد
وين دل ويرانه باز روي به صحرا نهاد
**********
آه كه دريــاي عــشــق باردگــر موج زد
وز دل من هر طرف چشمه خون برگشاد
**********
آه كه جست آتشي خانه دل را گرفت
دود گرفت آسمان آتش دل يافت باد
**********
آتش دل سهل نيست هيچ ملامت نكن
يــارب فـريـادرس زاتـش دل داد داد
**********
لشــكر انديشهــــا مي رســد از بيشهـــا
سوي دلم طلب طلب و ز غم من شاد شاد
**********
اي دل روشن ضمير بر همه دلهـا اميــر
صبر گزيدي و يافت جان تو جمله مراد
**********
چشــم همه خشك و تـر مانده در همدگـر
چشم تو سوي خداست چشم همه بر تو باد
**********
دست تو دست خدا چشم تو مست خدا
بر هـمـه پـاينده باد سايه رب العبــــاد
**********
ناله خلــق از شماست آن شما از كجــاست
اين همه از عشق زاد عشق عجب از چه زاد
**********
شمس حق دين تويي مالك ملك وجود
اي كه نديده چو تو عـشـق دگر كيقباد



-------------------------------------------------------------

Home